اول مهمترین کار

اول مهمترین کار

 

من یک همسر فوق العاده و سه فرزند دارم. من عاشق داستان هستم و عاشق موج سواری. من یک داوطلب قدیمی هستم که به جامعه ام کمک می کنم. من کاملاً زندگی را دوست دارم و آن را به طور کامل زندگی می کنم. اما همیشه اینطور نبود. بیش از پانزده سال در چنگال شهوت و اعتیاد به پورن گرفتار بودم، و هرگز از خوشبختی واقعی خبر نداشتم، چون وقتم را صرف گرفتن از زندگی می کردم به جای اینکه در حال بخشیدن باشم.

 

از هر راهی که می توانستم به تصاویر پورن دست پیدا می کردم. من هرگز نمی توانستم بدون گشتن به دنبال پورن در اینترنت تنها باشم. به مرحله‌ای رسید که روی سلامت روانی و روابطم با نزدیک‌ترین افراد تأثیر گذاشت. من همیشه سعی می‌کردم چهره‌ای شاد داشته باشم، اما واقعاً داشتم از هم می پاشیدم به خاطر اینکه که این اعتیاد بر من حاکم بود. به کمک نیاز داشتم. هیچ آرامش ذهنی، احساسی و معنوی نداشتم.

 

همسرم و یکی از دوستان نزدیکم مرا تشویق کردند که SA را بررسی کنم. در این مرحله ناامید شده بودم و طولی نکشید که من متقاعد شوم و اقدام کنم. من به اولین جلسه ام رفتم و نمی دانستم چه انتظاری دارم. چیزی که پیدا کردم شروع یک زندگی جدید بود. افراد حاضر در آن اتاق واقعی و صادق بودند و مسئولیت بهبودی خود را بر عهده گرفته بودند. هیچ چیز جعلی در مورد آنها وجود نداشت. چیزی که بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داد این بود که چقدر صادق بودند و چقدر برای رهایی از این اعتیاد تلاش می کردند. من تشویق شدم و رهایی از اعتیادی که آنها هم داشتند را می خواستم.

 

من شروع به یادگیری از اعضای گروه کردم، این مردان صادق و واقعی. آنها به من گفتند که مهمترین کار این است که بپذیرم که در برابر شهوت بی قدرت هستم و زندگی ام غیر قابل اداره شده است. هیچ قضاوت یا شرمساری در میان این افراد وجود نداشت. آنها هم در مورد بی قدرتی و غیرقابل مدیریت شدن خودشان مشارکت کردند و به من نشان دادند که همه ما چقدر اشتراک داریم. آنها قدم ها را برای من توضیح دادند و به من نشان دادند که قبول کردن مسئولیت چگونه است.

 

شروع کردم به کار کردن قدم ها، به آزادی و رهایی که به من پیشنهاد شده بود دلبسته بودم و هوشیار شدم. زندگی کامل نیست، گل و بلبل نیست، اما من آمدم تا واقعیت را تجربه کنم، تا بر اساس شرایطی که یک زندگی واقعی دارد، زندگی کنم، و این بسیار رهایی بخش بود. امروز احساس خوبی نسبت به چشم اندازم دارم.

 

شعاری که بیشتر از همه برای من الهام بخش است، “اول مهمترین کار”، چون به من یادآوری می کند که برای سلامتی ام باید اولویت هایی داشته باشم: برنامه ی بهبودی؛ افرادی که روی من حساب می کنند؛ گذاشتن فیلترهای عملی برای استفاده از رایانه و دستگاه های دیگرم؛ ورزش کردن. من دارم از فرصت دوم برای زندگی کردن لذت می برم. من امروز تحت مدیریت جدید هستم.

 

کالوین – نیوکاسل، استرالیا

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.