موضوع: تفاوت عشق و شهوت (میل جنسی مخرب) – تحریف احساسات توسط ذهن معتاد به شهوت و به وجود آمدن توهم عشق – رشد تدریجی عشق واقعی و سالم با شناخت و ارتباط واقعی، نه با جذابیت فیزیکی لحظهای – بازنگری در روابط گذشته با نگاهی صادقانه به روابط قبلی خود و تشخیص شهوت در آنها – نقش برنامه در تشخیص احساسات واقعی و وسوسه های مخرب.
شهوت همیشه بخشی از من بود، خیلی قبل از اینکه اسمش را بدانم. در تاریکی که کمکم به اعتیاد جنسی من تبدیل شد – زندانی به بزرگی جهان که خودم ساخته بودم – مرا به عنوان یکی از زندانیان خودش تسخیر کرده بود. بیماری من بیسروصدا و پیشرونده بود. برخی ممکن است استدلال کنند که من به ته خط نرسیدهام، زیرا زندگیام هرگز به دلیل لغزشهای مکرر کاملاً زیر و رو نشده است.
اگر اعتیاد من یک بیماری جسمی بود، بیماریای بود که از سطح سلولها شروع میشود و مرا به آرامی میکشد. شاید زندگی من هنوز کاملاً آشفته نشده باشد. اما در درون، در برهوتی از تنهایی، خودخواهی، ترحم و دلسوزی به حال خود، شرم سمی و درک کاملاً مخدوش از عشق زندگی کردهام. حتی وقتی همه چیز در ظاهر خوب به نظر میرسید، دنیای درونی من داستان متفاوتی را روایت میکرد.
من ادعا نمیکنم که پاسخ همهی سؤالات را دارم را میدانم، و خدا را شکر که نمیدانم. اما از طریق بهبودی در برنامه، به چند روش ساده برای بررسی خودم پی بردهام – برای تشخیص اینکه آیا کاری را از روی شهوت انجام میدهم یا از روی عشق، این سؤالات برای من به راهنماهای ضروری تبدیل شدهاند:
- آیا من به خیر و صلاح شخص دیگری اهمیت میدهم یا فقط به خودم اهمیت میدهم؟
- چرا من عمل خدمتی انجام میدهم؟ آیا برای جلب توجه است یا از روی تمایل واقعی برای کمک کردن؟
- چه کسی صحنه را اداره میکند – خدا یا من؟
- آیا من صبور و مهربان هستم؟
- انگیزه واقعی من در پشت هر برنامه یا نیتی چیست؟
سالها فکر میکردم عشق و شهوت در هم تنیدهاند، و اغلب نمیتوان آنها را از هم تشخیص داد. اما بهبودی به من نشان داده است که عشق «گرفتن» نیست، بلکه «بخشیدن» است. عشق «مصرف کردن» نیست، بلکه «خدمت کردن» است. عشق «زندان» نیست، «آزادی» را گسترش میدهد. و وقتی تسلیم خدا میشوم، کمکم درمییابیم که عشق واقعی چه میتواند باشد.
بنابراین من مدام سوالات بالا را از خودم میپرسم، نه به این خاطر که کاملاً به بهبودی رسیدهام، بلکه به این دلیل که به این ترتیب به یادگیری ادامه میدهم. و این همان چیزی است که بهبودی واقعاً برای من به ارمغان میآورد – یک تمرین روزانه برای انتخاب عشق به جای شهوت، ایمان به جای ترس و حقیقت به جای دروغهایی که اعتیادم زمانی به من میگفت.